حسن حسن زاده آملى
271
هزار و يك كلمه (فارسى)
گرفته است ، بلكه يقين مىكند انسانى از روى قصد ساخته ، اگر چه فلسفهء اين را كه چرا در مسيل حجره تهيه نموده است ، نداند . و بنابراين ، فلاماريون در كتاب قبل از مرگ ( صفحه 40 ) مىگويد : محال است كه انسان چشم و قوهء باصره و گوش و قوهء سامعه را تشريح كند و از آن نتيجه نگيرد كه ديده و سمع از روى عقل و شعور ساخته شدهاند . اين نتيجه به وجه اوضح از مطالعهء نموّ نبات و حيوان و انسان گرفته مىشود . و من جمله پيدا شدن شير را براى ارضاع طفل ، كه جز از شير تغذيه نمىتواند كرد ، از علائم قويّه مىشمارد كه مدبّر عالم با عقل و شعور تدبير مىنمايد و اگر كسى خواهد به تحقيق و تفصيل در اين موضوع وارد شود رجوع كند به توحيد مفضل كه حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام يكى يكى موجودات را براى راوى حديث تشريح نموده و حكم و مصالح كه در هر يك به وديعت نهاده شده است بيان مىفرمايد . كتاب مزبوره بهترين كتاب است براى مطالعهء غالب مردم كه معتاد به قياس و دليل منطقى نيستند . در اينكه وجود واجب الوجود عين ماهيت اوست اگر چه تصور اين معنى اشكال دارد ، و ليكن به بعضى امثله مىتوان به ذهن نزديك نمود . اجسام كه فى ذاته تاريك هستند به واسطهء تابش نور روشن مىشوند و مرئى مىگردند ، اما خود نور به خودى خود روشن است و مرئى ، نه به تابش نور ديگر . اغذيه را با نمك شور مىكنند و ليكن نمك بدون انضمام چيز ديگر خودش شور است . پس نور عين روشنايى و نمك عين شورى است . اگر اين صفات براى اينها از جنس ديگرى حاصل شده بود اينها منبع و سرچشمه اين صفات نبودند . در وجود نيز عين اين سخن را مىگوييم ؛ يعنى آن كه سرچشمه و مبدأ وجود است بايد خودش عين صفت وجود باشد نه آنكه ذاتى داشته باشد على حده كه صفت وجود بر او عارض شده باشد ، زيرا كه در اين صورت وجود را از جاى ديگر گرفته است و معلول ديگرى است و خودش واجب الوجود نيست